رشد و تعالی

مراحل رشد

آدمی از آن زمان که پا به عرصه حیات می‌گذارد تا هنگامی که به درجه کمال برسد همواره مراحل متوالی و بهم پیوسته‌ای از رشد را پشت سر می‌گذارد که می‌توان آن‌ها را به منزله‌ی فصل‌هایی از تاریخ حیات او قلمداد کرد. مراحل این رشد؛ گرچه به ظاهر متوالی، مستمر و یکنواخت به نظر می‌رسد ولی در حقیقت، هر مرحله از مرحله‌ی دیگر متفاوت است و در هر یک از این مراحل، انسان دارای ساختمان روانی خاصی می‌گردد که در رفتار او متبلور است. بنابراین، تربیت در صورتی صحیح و ثمر بخش خواهد بود که بر اساس مراحل رشد صحیح صورت پذیرد.

همانطور که مشاهده شد در این دو روایت شریف و ارزشمند؛ تربیت انسان از تولد تا بیست و یک سالگی، در سه مرحله گنجانده شده و برای هر سه مرحله، مدت زمان یکسان، یعنی هفت سال در نظر گرفته شده است که عبارتند از:1) مرحله اول: دوران بازی و سیادت، از تولد تا هفت سالگی2) مرحله دوم: دوران آموختن قرآن، خواندن و نوشتن و ادب آموزی از هفت سالگی تا چهارده سالگی3) مرحله سوم: دوران وزارت و مشارکت در امور و آموختن حقوق و احکام از چهارده سالگی تا بیست و یک سالگی

عوامل رشد و هدایت

هر چند تربیت انسان کامل، غایت نهایی است اما از آنجا که توان مربی گری افراد مختلف با یکدیگر متفاوت است و نیز ظرفیت مخاطبان  با هم تفاوت دارد، پس دستیابی به این هدف؛ یعنی تربیت انسان کامل، از همان ابتدا، مد نظر قرار نمی‌گیرد. ولی در عین حال، دانستن این نکته همواره ضرورت دارد که در شریعت آسمانی اسلام، نقطه پایانی در طی مسیر رشد، رسیدن به مرتبه کمال انسانی است.

رشد عقلانی ، محور اول رشد

برای رسیدن به رشد عقلانی حتما باید قدرت تفکر، تامل و تدبر شاگردان را با برنامه ریزی صحیح افزایش داد.

بر این اساس در این دوره، تقویت روحیه پژوهش و تحقیق در افراد و نیز تلاش برای برقراری انس و الفت متربیان با کتاب و مطالعه، از اهم وظایف مربی در مسیر ارتقای سطح اندیشه مخاطبان می‌باشد.

رشد عاطفی ، محور دوم رشد

جوانی و نوجوانی سن افزایش شدت هیجانات در افراد است و عواطف انسانی در این سن، اگر کنترل و هدایت نشود، گاه در دام جهت گیری‌های تند و افراطی گرفتار می‌آیند و گاه نیز بی‌اثر و خنثی به خاموشی می‌گرایند.

جوانان و نوجوانان، نیازمند برنامه ریزی دقیق برای رشد عاطفی هستند، رشدی که به آنان تعادل روحی و روانی ببخشد، خواهش‌ها و نیازهای متضادشان را برآورده سازد و احساسات پاکشان را به سمت و سوی مناسبی هدایت کند. جوانی، سن دلبستگی‌ها، سن افراط و تفریط‌ها و سن نوسانات شدید عاطفی از سکون و خمودی و سردی، تا طغیان و دگرگونی و انقلاب و انفجار است.

در جوانی، عواطف و احساسات نیز همگی جوان و پویا و در کارند، پس بنابراین حتما لازم است که همواره تلاش شود تا عواطف پر شور جوان و نوجوان؛ توسط مربی و سرگروه، با برنامه ریزی صحیح و مناسب کم کم به حد اعتدال برسد و بتوانیم در پایان این مرحله، عواطف شخصی و خصوصی جوان را از مرحله‌ی «پست شدن» و «ادنی ماندن» به مرتبه «عالی شدن» و «متعالی بودن» سوق دهیم و تلاش کنیم که مبادا لذت‌ها و سودهای کم قیمت زندگی جوان و نوجوان، خدای ناکرده متوقفش کند و راه تحول و تعالی را به رویش ببندد

 رشد اجتماعی ، محور سوم رشد

برخی صاحبنظران معتقدند که اطلاق کلمه انسان، به این موجود دو پا و مستوی القامه؛ در اصل به دلیل نیازمندی اولیه او، به انس و الفت با سایرین است زیرا کلمه انسان از ماده انس و الفت گرفته شده است.

در مباحث گذشته، مربوط به رشد عاطفی گفتیم که رساندن متربی به تعادل عاطفی و احساسی، همواره از اصلی‌ترین اهداف سیر تربیتی در مرحله رشد است. در این بخش هم به دلیل اهمیت موضوع، این نکته را یادآور می‌شویم که رسیدن به مرحله تعالی انسانی در طول حیات همیشه نیازمند وجود عنصر تعادل و تعامل در کنار هم و به یک‌ اندازه در زندگی تک تک افراد است .

رشد اخلاقی ، محور چهارم رشد

 در مرحله رشد اخلاقی؛ متربی  به انجام دستورات مربوط به رشد و شکوفایی در زندگی انسان در طول حیات، ترغیب و تشویق می‌شود و با کمک مربی و سرگروه بتدریج راهکارهای رشد و تعالی و ارتقاء و کمال را در گروه تمرین می‌کنند. بگونه‌ای که در دوره رشد، رفتار نیک در افراد، ابتدا بصورت عادت در می‌آید و سپس با تکرار و تمرین و با مرور زمان، به شکل ملکه رفتاری در ایشان در خواهد آمد.

به دیگر در دوره رشد دوره «اینطور شدن» است و اصولا در مفهوم کلمه‌ی رشد به خودی خود ایصال به مطلوب و دستیابی به هدف نیز وجود دارد.

درست به همین دلیل است که برای رسیدن به مرحله رشد اخلاقی؛ حتما لازم است که مربی، خود بیش از همه متخلق به اخلاق اسلامی باشد و از همین روست که گفته می‌شود آموزش دین و اخلاق به دیگران، مربی می‌خواهد نه آموزگار، معلم و یا مدرس.

«از تعامل با تعادل به تعالی می‌رسیم»

رشد اعتقادی ، محور پنجم رشد

نقطه اوج رسیدن به رشد اعتقادی انسان، از منظر اسلام، دستیابی به نگرش توحیدی و قرار گرفتن در مدار خدا محوری و معاد باوری است.
اعتقاد عملی به استراتژی توحیدی “انا لله و انا الیه الراجعون”، انسان را به مسیر سعادت و رشد هدایت می‌کند چرا که چنین انسانی به خوبی می‌داند عمل به هر دستور الهی در این مسیر، یعنی یک گام به نجات و رستگاری نزدیک‌تر شدن و در مقابل ترک هر گناه و نافرمانی و عصیان نیز یعنی یک قدم از مسیر ضلالت و گمراهی دور گردیدن.

مربی وقتی می‌تواند از تلاش متربی در راستای رشد و تعالی اعتقادی، دینی و معرفتی آنان، رضایت خاطر داشته باشد که افراد بتوانند توحید را اثبات کنند، به شناخت لازم در رابطه با اصول اعتقادی اسلام همچون نبوت، معاد، عدل و امامت رسیده باشند، با صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند متعال تا حدودی آشنا شده و فلسفه توسل و توکل را در زندگی بدانند، کسانی که با فرهنگ انتظار و نیز وظایف منتظران امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت آشنایی لازم را پیدا کرده‌اند.

/ 0 نظر / 39 بازدید