اهداف اجتماعی آموزش و پرورش

مقدمه : کودکان و نوجوانان جامعه در واقع همانند جویبارها و نهرهایی هستند که نمی‌توانند تنها و مستقل به مسیر حیات خویش ادامه دهند و زندگی را در تنهایی دنبال کنند، به ناچار باید به دریای جامعه پیوند بخورند و با دیگران بودن را آغاز نمایند. از این منظر است که در هدف‌های اجتماعی رابطه فرد با دیگر همنوعان خویش مطرح می‌گردد. این که هر کس با دیگر انسان‌ها چگونه ارتباط داشته باشد؟ مبنای ارتباط را چه چیز قرار دهد؟ چه ویژگی‌هایی را در خود تقویت نماید؟ توانسته است وظایف خود را نسبت به سایرین انجام دهد و ... (فرجاد، اصول برنامه‌ریزی آموزش و درسی، 1374، ص 121).

بطورکلی یکی از اهداف آموزش و پرورش در بعد اجتماعی را می‌توان چنین عنوان نمود: (ملکی، مبانی و اصول تربیت، 1380، ص 89).

تربیت یک شهروند خوب:

یک شهروند خوب باید در خود مهارتهایی را به وجود آورد. از جمله مهارت‌هایی که فراگیران در پرتو تربیت باید به آنها دسترسی پیدا نمایند عبارتند از:

1- همکاری و تعاون:

از دیدگاه جامعه‌شناسی همکاری به عنوان یک روندی که همه افراد جامعه جهت تحقق اهداف همگانی خویش تلاش‌ها و کوشش‌های خود را یکسویه می‌نمایند و از کمک‌ها و یاری‌های یکدیگر بهره می‌جویند، می‌باشد (رشیدپور، 1379، رشد اجتماعی در اسلام، ص 65).

تعاون از باب تفاعل است و تفاعل نیز دلالت بر انجام کار بین طرفین دارد. یعنی گاه این باید به آن کمک کند و گاه آن به این یاری رساند.

همه با هم بودن را برای آنان نمایانده و حس مفید به حال خود و دیگران بودن را در آنها بیدار کرد و خلاصه قبل از آن که زمان سپری گردد باید تلاش نمود و در جهت سازماندهی نیروهای عظیم ذهنی، عملی و فراگیران در راستای شکل‌گیری خصیصه بنیادی حیات اجتماعی یعنی همکاری و تعاون در او اقدامات لازم را به عمل آورد.

2ـ بلوغ اجتماعی[1]:

منظور از بلوغ اجتماعی این است که فرد قدرت و توان آن را داشته باشد که در عین حال که خودش می‌باشد و دیگران نیز خودشان هستند در کنار هم در مسالمت و سازگاری و نرمش زندگی نمایند به طوری که ضمن داشتن رضایت از در کنار هم بودن احساس لذت نیز بنمایند.

در پرتو بلوغ و سازگاری اجتماعی فرد یاد می‌گیرد که چگونه بدون آن که به بعد انسانی خویش لطمه وارد نماید با دیگران نظیر دوستان، خویشاوندان، همسایگان، همکلاسان، زیردستان، بالادستان و خلاصه کلیه کسانی که به نوعی با آنان در ارتباط است، ارتباط منطقی برقرار نماید.

3ـ مسؤولیت پذیری[2]:

از دیگر ویژگی‌های شهروند خوب پذیرش مسؤولیت در قبال دیگران و برعهده گرفتن انجام امورات را می‌توان برشمرد. مسؤولیت در لغت به معنای توانایی پاسخ دادن و در عرف عام به معنای تصمیم‌گیری مناسب و مؤثر آمده است. منظور از تصمیم‌گیری مناسب آن است که فرد در چهارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که معمولاً از وی می‌رود دست به انتخاب بزند که باعث ایجاد روابط انسانی مثبت، افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر وی می‌گردد.

مسؤولیت‌پذیری عامل عمده تکامل حس قدرت یا کنترل خود است که لازمه آن نیز داشتن عزت‌نفس و خود ارزشمندی بالا است، بخصوص که این مسؤولیت‌پذیری بعد همگانی داشته باشد. بر آموزش و پرورش است که چنان جوی در مدارس خلق نماید که در پرتو آن شرایط شاگردان عهده‌دار مسؤولیت‌ها شوند. بعد از انجام کاری نیک و شایسته باز خورد آنها را دریافت دارند، به شاگردان کمک شود که بدانند، چگونه تصمیم بگیرند... .

4ـ حفظ و پاسداری از میراث فرهنگی:

آنچه که امروز تحت عنوان میراث فرهنگی در اختیار نسل جدید قرار گرفته است یک جنبه عمومی دارد. امکان وجود درست و نادرست، منطقی و غیرمنطقی، خرافات، در میان آنها به چشم می‌خورد. لذا این، به عهده آموزش و پرورش است که چنان برنامه‌ریزی نماید که نسل جدید میراث فرهنگی خویش را بشناسد و به آن پایبند گردد چیزی که امروزه کم رنگ گشته است. و از سوی دیگر با دیده ژرف بر آنها بنگرند و دست به تصفیه ناخالصی‌های فرهنگی خود بزنند، وجود مقوله‌هایی که بعد خرافی دارند، پایه و اساس عقلی و منطقی و عقیدتی ندارند را پلایش نمایند و سپس در راستای نگهداری و ترویج آنها بکوشند. به خصوص ملتی که دارای سنت‌های مطلوب و سوابق تاریخی و فرهنگی درخشان می‌باشد نمی‌تواند و نباید نگهداری و تلطیف سنن و میراث فرهنگی را از‌نظر دور بدارد.

5ـ مهارت انتقاد کردن و انتقاد پذیرفتن:

معمولاً در روند ارتباط با دیگران موقعیت‌های پیش می‌آید که دیدگاه‌ها و کارکردهای سایرین موافق با ذهنیت و افکار دیگران نیست و یا عمل و فکر از مبنای اشتباهی برخوردار است. در این شرایط افراد سعی می‌نمایند دیگران را متوجه خطاها و یا نگرش‌های اشتباه خود نمایند و یا این که نظرگاه‌های دیگری را طرح نمایند. اما شکل طرح نظر و دیدگاه منطقی نیست. آموزش و پرورش باید سعی نمایند نحوه انتقاد کردن صحیح را در فراگیران بوجود آورد. انتقاد که عامل پویایی، تکامل و روندگی است. مکمل انتقاد کردن، انتقاد پذیرفتن است که شاگردان از این زاویه نیز باید مورد حمایت مربیان قرار گیرند. معمولاً انتقاد شکننده است. اگر کسی آمادگی روحی روانی پذیرش انتقاد را نداشته باشد معمولاً در جا می‌زند و سخت آشفته و پریشان می‌گردد. لذا باید از همان اوان کودکی پذیرش انتقادی که منطقی است و بدور از اغراض متعدد و تخریبی می‌باشد در کودکان به عنوان یک خصیصه اصلی جهت ایجاد در آنها مدنظر اولیا و مربیان باشد.

6ـ  توسعه و تقویت مهارت‌های میان فردی و اجتماعی:

در این نوع ارتباط که مدنظر می‌باشد افراد همدیگر را بهتر می‌فهمند و درک می‌کنند و پی به این موضوع می‌برند که جهت همکاری با دیگران و سازگاری با دیگران چگونه عمل نمایند. حال برای آنکه افراد بتوانند با یکدیگر ارتباط مؤثر برقرار نمایند و در اثر آن خود را به دیگران نزدیک‌تر کنند و وحدت و یکرنگی را افزایش دهند باید مهارت‌های متعدد میان فردی را کسب نمایند. آموزش و پرورش باید بکوشد این مهارت‌ها را در شاگردان ایجاد و تقویت نمایند (ربرت. بازایونک، روان‌شناسی اجتماعی، ترجمه، 1382، ص 65).

7ـ  مهارت گوش دادن

زبان یکی از وسیله‌های خیلی مهم ارتباطی میان انسانهاست که امکان ارتباط کلامی را برقرار می‌سازد. اما آنچه که ارتباط کلامی را پر معنا و اثربخش می‌نماید جریان گوش دادن شنونده پیام است.

جهت تقویت این مهارت می‌توان به فراگیران یادآوری کرد که به هنگام ارتباط با دیگران با تمام وجود به سخنان افراد گوش دهند. سعی نمایند بخشی از کلام فرد را به‌خاطر آورند. ارتباط چهره به چهره با افراد داشته باشند.

8ـ  مهارت وارسی و اصلاح رفتار:

از آنجایی که بخشی از روابط با دیگران را ارتباط عملی و رفتاری در فرد تشکیل می‌دهد که ممکن است بر آنها نیز ایراداتی وارد گردد. پذیرش انتقاد بُعد تئوری قضیه است ولی اگر فرد بتواند پذیرش انتقاد دیگران را در عمل به اجرا درآورد و به اصلاح رفتار دست بزند در آن هنگام است که فرد به مهارت وارسی و اصلاح رفتار دسترسی پیدا کرده است.

9ـ مهارت مشارکت:[3]

در اثر مهارت پیدا کردن افراد در مشارکت، همکاری‌های گروهی شکل عملی به خود می‌گیرند و در تجلی اهداف خود را نمایان می‌کنند. در این مهارت افراد چگونگی کار کردن در هر گروه را تمرین می‌کنند و می‌آموزند که چگونه خود گردانی نمایند، مدیریت زمان اعمال کنند، چگونه ارتباط را برقرار و سریع نمایند و ... .

10ـ تقویت نظم و انضباط:

نظم و انضباط عاملی سازمان‌بخش به نیروهای ذهنی، روانی و جسمانی کودکان و نوجوانان محسوب می‌گردد. که این عامل او را در روند تکامل قرار می‌دهند و از اتلاف توانایی‌های او جلوگیری می‌نمایند. نظم و انضباط امروزه به عنوان یک وسیله و ابزار در دست نظام تربیتی جهت سازمان بخشی به تجارب شاگردان و شکوفایی توانایی‌های آنها مطرح است. براساس رعایت نظم و انضباط شاگردان در انجام کلیه وظایف محوله دقت نظر و مهارت کسب می‌نمایند.

11ـ حفاظت محیط زیست:

انسان فرهیخته امروزی می‌داند که محیط زیست تنها به او تعلق ندارد، بلکه به همه همنوعان در حال و آینده متعلق است و هیچ‌کس را بر آن سهمی بیشتر از دیگران نیست. لذا باید کوشید که در بهره‌وری از آن استفاده مطلوب را برد هرچند که صنایع محصولات آنها از عوامل عمده تخریب محیط زیست محسوب می‌گردند. اما آموزش حفاظت و پرهیز از تخریب و آلودگی نمودن اجزای آن یعنی هوا، خاک، آب، جنگل‌ها، مراتع، منابع طبیعی از جمله موردهایی است که مدارس باید ضمن در اختیار گذاشتن دانش و اطلاعات مفید در خصوص آنها در دانش‌آموزان نسبت به محیط زیست بینش و نگرش ایجاد کنند و فراگیران را در رعایت بهداشت محیط زیست مناسب تربیت نمایند.

12ـ  آداب دانی:

آداب و معاشرت به قواعد و قوانینی اطلاق می‌گردد که انسان در اجتماع می‌بایست به آنها پایبند باشد. اجرای این قوانین اجتماعی عرفی باعث می‌گردد که ارتباط انسانها از یک روند انسانی و سالم پیروی نماید. اما آنچه که مسلم است این است که این سری از قوانین اجتماعی جنبه اکتسابی دارد و نوع انسان در ارتباط با دیگران آرام‌آرام آنها را فرا می‌گیرد (سلطانی، مدیریت خانواده، 1377، ص 75).

لذا به نظر می‌رسد در آموزش این‌گونه مسائل به کودکان و نوجوانان برنامه‌ریزی نمود و در مدارس با توجه جدی به آنها در جهت کیفی کردن آداب و معاشرت تلاش نمود.

13- آشنا نمودن شهروندان با حقوق خود در جامعه:

همان‌گونه که جامعه حقوقی بر شهروندان دارد و آن نیز عبارت است از شهروند خوب بودن، متقابلاً هر شهروندی نیز در یک جامعه باید از حقوقی بهره‌مند گردد که جریان تربیت باید سعی نماید فراگیران را که شهروندان خواهند بود با آن حقوق آشنا نماید.

از جمله این حقوق عبارتند از:

 حق برخورداری از آزادی‌های عمومی:

به مجموعه آزادی‌های که یک فرد در جامعه از آنها بهره‌مند می‌گردند اصطلاحاً حقوق یا آزادی‌های فردی، حقوق اساسی فرد، حقوق عمومی شهروندان، حقوق بشر یا آزادی‌های عمومی می‌گویند. آزادی‌های عمومی را به سه دسته تقسیم می‌نمایند.

1ـ آزادی‌های شخصی

2ـ آزادی‌های فکر

3ـ آزادی‌های اقتصادی و اجتماعی

 

 14- حق بازخواهی:

همان‌گونه که ذکر گردید از حقوق هر شهروند دخالت در انتخاب و سپردن اداره امور به دست کسانی است که آنها را انتخاب می‌نمایند می‌باشد.

[1]- social

2 responsbility

[3]- Partnership

 

/ 0 نظر / 104 بازدید